خرید بک لینک

سینهام بار دگر با دلِ ویران خستهست
بعد تو شاعر دیوانهی دوران خستهست

کاش گرمای تنت با دل من یار شود
شاعرت در شب پر سوز زمستان خستهست

شانهات ساحل آرامِ دلم نیست چرا؟
بی تو دریای دلم از غم طوفان خستهست

کاش فریادِ غزلهای مرا درک کنی
همدمم باش که این مردِ غزل خوان خستهست

عابری خسته به دنبال تو سرگردان است
ماه من! بعد تو این عاشقِ بی جان خستهست

شاعر: مهدی ملکی الف

برچسب: نویسنده: طاها اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 18:13

این خانه بعد از رفتنت دنیای درد است
در سینهی طوفانیام غوغای درد است

امواجِ غم را دور کن از لحظههایم
وقتی چنین در قلب من دریای درد است

امشب که دارم بی تو از غم مینویسم
هر واژهی غمگین من معنای درد است

اندوهِ دوری را جدا کن از وجودم
این مردِ عاشق بعد تو رسوای درد است

آخر به پایان میرسم بی عطرِ جانت
در تار و پودم حسِ جانفرسای درد است

شاعر: مهدی ملکی الف

برچسب: نویسنده: طاها اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 18:13

صفحه بندی